فرهنگ عامیانه ایران
جستجو:     جستجوی پیشرفته
مرور موضوعی:
ارسال حکایت | همکاری با حکایتهای زون

نام پدر

 
مشاهدات: 678
آرا: 2
زمان افزوده شدن:
08 May, 2008
توسط: زمانی .

  
زمان آخرین ویرايش:
08 May, 2008
توسط: زمانی .
سلطان محمود روزي در غضب بود. طلحک خواست که او را از آن ملامت بيرون آورد. گفت: اي سلطان نام پدرت چه بود؟ سلطان برنجيد و روي بگردانيد. طلحک باز برابر او رفت و همچنين سوال کرد. سلطان گفت: مردک قلتبان سگ، تو با آن چه کار داري؟ گفت: نام پدرت معلوم شد. نام پدر پدرت چه بود؟ سلطان بخنديد.
از همین دسته
document زبان بسته به ریاضت کشیدن عادت کرده بود
document من هم به همين مي خندم
document چراغ! چراغ! با تو میگویم دختر عمو جان تو گوش کن
document داروی گران
document صاحب خر را بجای خر برند!
» نوشتارهای بیشتر



RSS